![]() |
![]() |
|
| Sulduz |
|
تبریزین 85 نجی ایلینده کی قیامینین شهید
لرینده بیری ده مشخص اولدو.
بو شهیدین ادی صیاد علی پور دور . کی تبریزین شهرک ارم منطقه سنین ده ن دیر. خانواده سینین وئردیگی معلومات اساسیندا بو شهید خردادین 13 ینده ( 1385) ایران امنیتی قووه لر طرفینده ن اوغرانیب . خردادین 18 ینده (1385 ) خانواده سینه خبر وئریلیر کی اوغلوز اینهار ائدیب دیر. و اوزنو تبریز شاهگلو سونه اتیب دیر . حتی بو خبر ایناندیریجی گوسترمک اوچون بیر نفر شهادت عنواندا معرف ائدیب لر کی تبریز شهرک نور ندا دیر. خانواده سنین وئردیگی معلوماتا گوره بو شاهد اصلا تاپابیلمیریب لر. شهید جنازه سی عایله سینه تحویل وئریلمیب دی . حتی اونلارین ایستکلرینی کالبد شکافی اوچون رد ائدیب لر. شهیدین اناسنین ددیگی اساسیندا تکجه اونون باشینی گوروب دور کی اونلاردا قانلی دی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 2:8 توسط Haray |
|
|
“عبدالمالك ریگی” رهبر گروه تروریستی جندالله موسوم به “جنبش مقاومت مردمی ایران” از حمله نيروهاي نظامي ايران جان به در برد
پایگاه اطلاعرسانی گروه تروریستی بلوچستاني جندالله موسوم به “جنبش مقاومت مردمی ایران” اعلام كرد كه “عبدالمالك ریگي” سركرده این گروه از حمله نیروهای مسلح ایران جان به در برده است.
در این خبر كه به صورت اطلاعیهای در پایگاه روابط عمومی این گروه تروریستی در سایت “بلاگسپات” منتشر شده، آمده است كه در این حمله چهار تن از همراهان ریگی دچار جراحات سطحی شدهاند اما ریگی و محافظانش به سلامت به مقر خود باز گشتند.
این پایگاه با اشاره به اینكه این خبر با تأخیر اعلام میشود،آورده است:«علت تأخیر در اطلاعرسانی، فقط به خاطر رعایت بعضی اصول و مسائل امنیتی بوده است.»
این اطلاعیه میافزاید: «این عملیات با پاسخی شدید مواجه خواهد شد.»
ریگی در گفتوگوی تلفنی با این پایگاه اینترنتی كه به عنوان روابط عمومی جندالله عمل میكند، گفته است: « دشمنان خوب بدانند كه با رفتن یك شخص، مبارزات متوقف نخواهد شد و الحمدلله به فضل و یاری خداوند متعال، صدها جوان و تحصیلكرده در مراكز تربیتی و پایگاههای نظامی جنبش مقاومت به لحاظ عقیدتی و معنوی، فكری و اخلاقی، سیاسی و نظامی تربیت شدند و هر یك از این جوانان برای ادای این رسالت كافی میباشند. امروز هزاران جوان در بلوچستان دشمن را مشخص كردند و راههای رسیدن به پیروزی را كاملاً میدانند و قدرت و توان معنوی را نیز در راه رسیدن به پیروزی دارا هستند.»
این گروه تروریستی تا كنون عملیاتهای متعددی را علیه شهروندان و نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان سازماندهی و اجرا كرده است |
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 2:3 توسط Haray |
|
|
عباس لساني٫ ساغ اول کي آجليق- سوسوزلوق اعتصابي ايله گئچن ايلدن بو گؤنه ده يرلي ايلريله مه لر ياراتدون
عباس لساني بير ايل بوندان اؤنجه آجليق و سوسوزلوق اعتصابي ائده رک٫ اؤز جانيني تهلوکه يه سالاراق آذربايجان ميللي حرکتينه يئني گؤج وئردي.
آذربايجانين بو ايگيت اوغلوندان تشکر ائتمک٫ هله ده زنداندا اولماغينا راغمن اونو ياد ائتمک و عائله سيني اونوتماماق ايله اونون ده يرلي مبارزه لرينه اؤز ميتنتدارليغيميزي بيلديرک. هارای سيزي باغرينا باسير. |
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 2:0 توسط Haray |
|
|
اليئو - کوچاريان گؤروشو پلانلانميشلاري دوغرولتمادي
آذربايجان و ارمنستان پرئزيدئنتلري نين سنت پترزبورگ گؤروشو بوندان اول پلانلانميش اولان نتيجه لري وئرمه ييب.
آذربايجان و ائرمنيستان پرئزيدئنتلري ايلهام اليئو و روبئرت کوچاريان-ين تکبتک گؤروشو شنبه گونو باشا چاتدي.
دانيشيقلار روسيه-نين سنت پترزبورگ شهري اطرافيندا، روسيه پرئزيدئنتي ولاديمير پوتين-ين ايقامتگاهي ياخينليغينداکي “بالتييسکايا زوئزدا” مئهمانخاناسيندا تشکيل اولونموشدو.
تک-به تک گؤروشدن اول پرئزيدئنتلر آ.ت.ت-اين مينسک قروپونون همسدرلري نين ايشتيراکي ايله دانيشيقلاردا اولوبلار.
ديپلوماتلار، ايلک نؤوبه ده آ.ت.ت-اين مينسک قروپونون همسدرلري بو گؤروشه بؤيوک اوميدلر بسله مکده ايديلر.
گؤروش عرفه سي آذربايجان خاريجي ايشلر نازيري ائلمار مممدياروو خوشگؤرو بياناتلا چيخيش ائتميشدي.
اونون ائرمنيستان-لي همکاري واردان اوسکانيان دا کيفايت قدر خوشگؤرولو سسله نيردي.
هر چند سنت پترزبورگ گؤروشونه لاپ آز قالميش عکس-بياناتلار دا سسلندي.
حاضيرکي دانيشيقلاردا باشليجا مؤوزونون گله جک راضيلاشما اوچون دانيشيقلار چرچيوه سي نين اولدوغو خبر وئريلير.
ديپلوماتلار طرفلر آراسيندا مؤوقع ياخينلاشماسي نين اولدوغونو وورغولاسالار دا تمل پرينسيپلره داير چتين کي، بونو دئمک مومکون اولسون.
رسمي ايروان داغليق قاراباغ-ين آذربايجان-ين ترکيبينده اولاجاغي هر هانسي واريانتلا راضيلاشماديغيني بيلديريب.
رسمي باکي ايسه هر هانسي راضيلاشمانين آذربايجان-ين اراضي بوتؤولوگونون توخونولمازليغي پرينسيپي اساسيندا الده ائديلمه سيني اساس مقصد سايير.
سنت پترزبورگ گؤروشو عرفه سينده داغليق قاراباغ آيريليقچيلارينين ليدئري آرکادي قوکاسيان بيلديريميشدير کي، حاضيرکي دانيشيقلارين فورماتي منطيقسيزدير.
اونون فيکرينه گؤره داغليق قاراباغ-ين طالعيي قاراباغ ائرمنيلري نين دانيشيقلار پروسئسينده ايشتيراکي اولمادان هلل ائديله بيلمز. |
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 1:57 توسط Haray |
|
|
آزادی عده ای دیگر از بازداشت شدگان در اورمیه
اورمونیوز: چند تن دیگر از بازداشت شدگان اعتراضات اول خرداد در اورمیه با قرار وثیقه آزاد شده اند. منصور خداپرست( کارمند بانک صادرات شعبه وليعر اورميه)، باقر احمديان، جعفر کريم پور، مير عزيز حسينی از جمله آزاد شدگان هستند.
ايرج خدايي (صاحب کافه سنتي آذربايجان در شهرک وليعصر اورميه) از بازداشت شدگان اول خرداد هنوز د حبس به سر می برد.
اخبار رسیده از اورمیه حاکی از این است که تعداد بازداشت شدگان اول خرداد از آمار ارائه شده در گزارشهای قبلی بسیار بیشتر می باشد. بسیاری از بازداشت شدگان آزاد نشده اند.
همچنین بنا به گزارش خبرنگار اورمونیوز از اورمیه نام صحیح خانم بازداشت شده بهایی مذهب که با قرار وثیقه آزاد شده است، الهام شفقی می باشد، که در گزارشهای قبلی اورمونیوز به اشتباه عزیزه شفقی درج شده بود. خانم عزیزه شفقی از ترکهای بهایی مذهب می باشد که قبل از اعتراضات خرداد ماه به جرم نگهداری فراخوانهای تجمع در “مرکز تولیدی لباس آذربایجان” دستگیر و بعد از سه روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه با قرار وثیقه آزاد شده است. او کارگر مرکز تولیدی لباس آذربایجان می باشد. |
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 1:53 توسط Haray |
|
|
اورمو زندانيندا آجليق اعتصابي دوام ائدير
آلديغيميز خبرلر اساسيندا قوشاچايلي (مياندوآب) فعاللار و اورمودا (اورميه) توتوقلان آذربايجانلي فعاللار ۱ هفته يه ياخين دير اورمو زندانيندا آجليق اعتصابينداديلار.
گلن معلوماتلار بيلديرير کي آجليق اعتصابي باشلاياندان اطلاعات مامورلاري زنداندا کنترلي اللرينه آليب و خبرلرين ديشاريا چيخماسيني انگلليرلر. دوستاقدا اولان سويداشلاريميزين عائله لري ايسه اونلار ايله گؤروشه بيلميرلر٫ ندن کي زندان يئتکيليلري گؤروشلري ياساق ائديبلر.
زنداندا اولان توتولموش فعاللارين نئچه سي آشاغي ياشدا اولان يئني يئتمه سويداشلاريميزلار و بير سيراسيدا ساغليق سورونلاري ايله قارشيديلار. آلديغيميز خبر بيلديرير کي اعتصاب ائدنلرين ايکيسينين دورومو آغيرلاشيب آنجاق هله ليک دکترا گؤتورولمه ييبلر. |
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 1:50 توسط Haray |
|
|
سگ هار آپارتايد در سولدوز
بدنبال شكست هاي پيدرپي حيله ها و ترفند هاي آپارتايد فارس براي جلوگيري از بيداري ملت تورك آذربايجانو عدم موفقيت رژيم به سركوب حركت ملي آذربايجان
جنوبي بخصوص در سولدوز قهرمان،باعث شده شونيزم فارس آخرين راه يا بهتر
است بگوييم آخرين تير خود را براي از پاي انداختن حريف بياندازد
كه بيشتر شبيه دست و پا زدن در باتلاق خون است.
لذا رژيم شئونيستي فارس ايران سگ هار و دست آموز خود
سرگرد نوروز پور را
به رياست اطلاعات نقده برگزيد تا اين پير سگ هار براي خود شيرني نزد
اربابان و گرفتن درجه ونيز ارتقاي سمت دست به همكاري بزند.
اكثر مردم سولدوز به اطلاعات نقده براي بازجويي هاي نورزپور احضار يا دستگير شده اند كه همگي از ديدگاه آن خائن به ملت مجرم و كافر هستند چون موارد سؤالات وي در همه صدق مي كند.
sms توركي ،صحبت به توركي اصيل،،خريد كتب و نشريات داخلي آذربايجانجنوبي،ياد ستار خان،خياباني و سايرقهرمانان ملي اذربايجان،اداي احترام به شهيدان وهويت طلبان آذربايجان،(( بوز گورد)) گرگ خاكستري،عكس،پوستر و حتي لفظ آن بكل ممنوع است. سلام و احوال پرسي با فعالين حركت ملي آذربايجان يا رفتن به مزار شهدا و نيز ارتباط و حتي اسم از خانواده شهدا ممنوع و كسانيكه موارد اشاره شده و غيره را داشته باشند پان تركيسم،تجزيه طلب و كافر شناخته شده و تحويل دادگاه ميگردند كه در اكثر مردم سولدوز صدق ميكند. بي احترامي و قانون شكني و نيز توهين به شهيدان قيام خرداد 85 سولدوز بابك اسوه غيرت و آزادگي همچنين به سمبل ها ،پرچم، مقدسات ،آرممانها، اسطورهاو تمام چيزهايي كه با تورك و آذربايجان در ارتباطند از وي در سولدوز چهره اي منفور ساخته تا حضور آن ملعون در سولدوز و كارهايش شايد خود دليل قيامي بي سابقه در اين نقطه از آذربايجان جنوبي باشد.
حركت ملي آذربايجان جنوبي،سولدوز جنبش دانشجويي آذربايجان،سولدوز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 1:46 توسط Haray |
|
|
بازديد اكبر اعلمي از بندهاي مختلف
زندان تبريز
جمعه,۱۸ خرداد ۱۳۸۶
اكبر اعلمي با همراهي دادستان و مسولان زندان تبريز
در بازديدي ۵ساعته از بندهاي مالي ،موقت ونظامي
زندان تبريز ديدار و با تعداد كثيري از زندانيان به گفتگو
پرداخت.
در اين بازديد ۲۷ نفر از بازداشت شدگان موسوم به
هويت طلبان آذربايجان كه اخيراً دستگير شده اند با عضو
كميسيون امنيت ملي وسياست خارجي به گفتگو
پرداخته و اغلب ضمن ابراز رضايت از برخورد مسئولان
زندان و دادستان تبريز نسبت به نقض حقوق شهروندي
قبل از ورود به زندان معترض وابراز نا خرسندي نموده و
اظهار ميداشتند كه ايشان بدون ارتكاب كوچكترين تخلفي
نوعاًدر محل كار و يا درمنزل و بعضاًهنگام تردد در خيابان
دستگير و به بازداشتگاه انتقال يافته اندو همچنين در بين
بازداشت شدگان ۷ نفر از دانشجويان دانشگاههاي تبريز
حضور داشتند.
اعلمي طي اين ديدار اظهار داشت: طي هفته قبل
اسامي ۱۰۵ نفر از بازداشت شدگان را به آيت الله
شاهرودي رياست قوه قضائيه منعكس واز وي خواستار
آزادي تمامي آنان شده است.
وي در اين بازديد به زندانيان قول داد همچنان نسبت به
حل مشكلات زندانيان اقدام واز مسئولين امر در رابطه با
دلائل و علل دستگيريها توضيح بخواهد.
اعلمي همچنين از دادستان تبريز درخواست كرد: هر چه
سريعتر نسبت به تعيين تكليف افراد بيگناهي كه تنها
جرم آنان دفاع مسالمت آميز از زبان ،ادبيات،تاريخ،فرهنگ
و هويت خود ميباشد اقدام ودر مورد ساير زندانيان كه
مرتكب تخلفاتي جزئي و قابل اغماض شده اند حداكثر
مساعدت براي بازگشت آنان به كانون خانواده بعمل آيد.
فيروزي دادستان تبريز نيز در اين ديدار وعده داد تا در طول
چند روز آينده نسبت به تعيين تكليف وآزادي بازداشت
شدگان اخير آذربايجان اقدام نمايد.
در پايان اين بازديد و گفتگوي صميمانه دهها تن از
مددجويان زندان تبريز مشكلات و مسائل خود را با اين
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس
شوراي اسلامي و همچنين دادستان تبريز در ميان
گذاشته ونامه ها و درخواستهاي خود رابه آنان تسليم
نمودند.
شايان ذكر است در اثر پيگيريهاي بعمل آمده ازطرف
اعلمي بيش از ۱۰۰ نفر از بازداشت شدگان حوادث اخير
آزاد شده اند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 3:2 توسط Haray |
|
|
دستگیری دیگر فعال سیاسی
آذربایجان سیاوش عزیزاکرم در
سولدوز
دستگیری دیگر فعال سیاسی آذربایجان سیاوش عزیزاکرم در سولدوز- سیاوش عزیزاکرم فعال سیاسی آذربایجان در سولدوز دستگیر شد؛ وی از فعالین سیاسی شهر سولدوز میباشد که در جریان قیام خرداد و اسفند 1385 سولدوز نقش اساسی ایفا نمود. سیاوش عزیزاکرم هنگام پخش اعلامیه های دعوت به تظاهرات ملی قیام چهارم خرداد 1386 پنجشنبه شب سوم خرداد بطور وحشیانه ای بدست اداره اطلاعات نقده دستگیر شده و از آن روز تحت شکنجه جلادین رژیم آپارتاید میباشد. بیدادگاه سولدوز جریمه 70 میلیون تومانی بهمراه 100 ضربه شلاق برای وی بریده است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 2:58 توسط Haray |
|
|
بيانات حجت الاسلام عظيمي قديم در ارتباط با اهانتهاي جديد روزنامه هاي فارس محور به ملت تورک آذربايجان
مطلب موهن ديگري تحت عنوان (مارمولک فاشيست و جامعه قهرمان پرور سوسک ها) بر عليه ملت مظلوم ترک در نشريات شئوونيستي فارس انتشار يافت.
به نظر مي رسد اين مطلب موهن ابتدا در ماهنامه اپوزيسيوني «زن فردا» منتشر شده است. روزنامه ايران نيز نشان داد که ظاهرا دلش نسبت به ملت تورك خنک نشده است. چرا كه این روزنامه، انتشار اين مطلب موهن جديد را در ماهنامه زن فردا كافي و رسا ندانسته و اقدام به تبليغ شماره اخير اين ماهنامه و تيتر مطالب آن از جمله همين مطلب نموده است. سپس دشمنان ملت ترک در نشريه ديگري به نام مردم سالاري همين مطلب را در مورخه پنجشنبه [1] ۱۰/۰۳/۱۳۸۶ به چاپ رسانده اند.
در قسمتهايي از اين مطلب آمده است:
«….يك باره انگار ميان آن همه سوسك، گرد مرگ پاشيدند. مارمولک دم برداشت، آن هم دمي كه از هميشه بزرگتر و قويتر جلوه مي كرد. سوسكها كپ كرده بودند و حتي شاخك كسي هم تكان نمي خورد.
- پدر سوخته ها حالا براي من ياغي شده ايد؟ پدر همه تون را در مي آورم، بلايي سرتان بياورم كه …سال هاي سال اين سنت پسنديده برقرار بود. هر روز سوسكي به لانه مارمولک فرستاده مي شد تا كشته شود. كسي هم يادش نمانده بود كه بچه سوسك كوچك قهوه اي مي خواست قهرمان باشد و سوسك سياه فولوكسي مي خواست عقلاني رفتار كند. در حافظه سوسكها حفظ شرط آن روز (كه حالا به سنت تبديل شده بود) حک شده بود.»
احتمالا نويسنده مقاله ملت ترک را ريشخند كرده است كه مثلا به زعم خود در مقابل حكومت فاشيست كنوني تسليم شدند و كاري از پيش نبردند. غافل از اينكه فعالان حركت ملي از اين گونه حرفها و شماتتها سرخورده نشده و با صلابت هر چه تمام به راه راستين خود براي نيل به هدف مقدسشان ادامه مي دهند.
تبديل كردن آذربايجان به منطقه نظامي و امنيتي نشانگر شكست ما نيست بلكه درواقع شكست مفتضحانه اي براي فاشيست های عصباني است. چرا كه فاشیست دم لاي در دارد و چاره اي جز عصبانيت ندارد. چرا كه اميد ديگري برايش نمانده است.
و شما اي نژادپرستان به قدرت نرسيده كه ظاهرا اپوزيسيون جمهوري اسلامي هستيد مطمئن باشيد كه آذربايجان قبل از آنكه از دست جمهوري اسلامي خارج شده باشد از دست شما خلاص شده است. اين يك پيروزي مهم براي ملت ترک بوده است. رهايي از شعارهاي فريبنده شما دست كمي از استقلال ارضي ندارد.
ديگر زمان آن گذشت كه شما با عكس ستارخان بتوانيد حزب مشاركت را به مجلس راه دهيد و در همان مجلس بيشتر از ۳۰ راي به اجراي اصل ۱۵ اساسي راي ندهيد!
گذشت آن زمان كه با عكس ستارخان، خاتمي را به رياست جمهوري برسانيد و او هم خشت آپادانا را به [2] سازمان ملل هديه كند و از نژاد پاک!!! آريايي حرف بزند.
همان خاتمي كه عامل اتحاد مردم ايران را زبان فارسي قلمداد مي كرد و معتقد بود “روح ايراني” ! در مقابل اقوام مهاجم تسليم نشد.
نديديد كه كانديداي رياست جمهوري شما در دوره گذشته چه پاسخي از دانشجويان آذربايجاني گرفت و به خانه اش برگشت؟!
ملتي كه بعد از كردها كمترين مشاركت را در انتخابات گذشته به ثبت رساند سوسک نيست. اين ملت شيري در قفس است و دانشجويان اين ملت نه سوسك قهوه اي بلكه گرگهائي هستند كه به تازگی چشمانشان درتاریکی ستم شروع به تلالو کرده است.
باور نمي كنيد منتظر باشيد . |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:54 توسط Haray |
|
|
حکومت ملایان به مارمولک فاشیست و ملت مبارز آذربایجان به سوسک قهوه ای تشبیه شد!
اخیرا دو نشریه فارس گرای “زن فردا” و “مردم سالاری”، بصورت مغرضانه ای همزمان با سلسله قیامهای نخستین سالگرد نهضت عظیم و ضد آپارتاید ملت آذربایجان، ضمن انتشار طنز بی مایه ای تحت عنوان “مارمولك فاشيست و جامعه قهرمان پرور سوسك ها” بصورتی کنایه وار، ملت آذربایجان را هدف اهانت بی شرمانه خود قرار داده است. لازم به تذکر است که تیتر مطالب نشریه زن فردا و بخصوص همین طنز بی مایه، اخیرا در روزنامه ایران نیز تبلیغ شده است.
در این طنز بی مقدار، حکایت قیام ناکام سوسکها در برابر یک مارمولک فاشیست به تصویر کشیده شده است.
با توجه به اینکه بعد از اکران فیلم پر محتوای “مارمولک” ساخته کمال تبریزی، شوونیزم فارس به تمسخر اصول اجتماعی پرداخته و با ورود به لجن لمپنیسم، از عموم روحانیان با عنوان شرم آور مارمولک یاد می کند و همین گروه، در امتداد مطلب بغایت منفور روزنامه ایران، دهها میلیون آذربایجانی تورک را “سوسک نجاست خوار توالتهای فارس” خطاب می کنند ، لذا در ذهن هر خواننده ای متعاقب قرائت نوشته فوق الذکر، ذهنیتی از قیامهای شکوهمند اخیر تورکان آذربایجان در برابر رژیم آپارتاید متبادر می شود.
همچنین در این نوشته چندین بار به ترکیب پر ارزش “قهرمان ملی” اشاره شده است و نویسنده در ادامه متن، سوسکها را نیازمند داشتن یک قهرمان ملی دانسته است.
فراموش نکینم که سال گذشته روزنامه شرق با دزد و قاتل خواندن ستارخان، سردار ملی کوشید تا در ادامه پروژه آنتی تورک فاشیزم(چه پوزیسیون و چه اوپوزیسیون)، انرژی قیام ستارخان، این قهرمان مشرق زمین را از سلسله قیامهای ملت آذربایجان، تخلیه کند.
آنها که خود فاقد قهرمانند از مشاهده تجمعات سالانه ملت آذربایجان بر مزار قهرمانان ملی تورک بخصوص قلعه بابک و مزارهای شریف شهید ستارخان، شهید خبابانی، صفرخان، شهید فریدون ابراهیمی، پروفسور زهتابی … دق می کنند.
آنهایی که طی صدها سال گذشته تقریبا در هیچ قیام مهم ملی ای پیشرو نبودند از سلسله قیامهای ملت آذربایجان دچار وحشت و شوک شده اند. آنها شکوه ملت آذربایجان را موجب تحقیر خود می دانند. این در حالی است که تورکان آذربایجان به رغم این همه رخوت تاریخی که بر سرزمین نژاد پاک (!) حاکم است هرگز آنها را تحقیر نکرده و طبعا نیز نخواهد کرد. هدف مبت آذربایجان برابری و برادری ملتها است. اماهدف فاشیزم فارس چیست؟!
اوپوزیسیون ملت تورک را سد راه امیال خود می داند لذا هرگز نمی توان باور کرد که نویسنده مذکور قصد بدنام کردن جمهوری اسلامی را دارد. بی تردید در این طنز فاسد، شاهد برخورد زرگری این دو گروه با یکدیگر هستیم. هدف فقط و فقط تقویت شوونیسم و اضمحال ملل غیر فارس ایران بخصوص ملت غیور و جسور و ظلم شکن آذربایجان می باشد. انتشار پی درپی چنین مطالبی نشان می دهد:
- رژیم آپارتاید به هیچوجه از اقدام شوونیستی خود در انتشار مطلب بغایت موهن روزنامه ایران در سال گذشته متنبه و پشیمان نشده است.
- رژیم آپارتاید قصد دارد با ادامه این روند، غرور ملی آذربایجان را به زعم خود تحقیر کند.
- رژیم آپارتاید در تلاش است تا با براه انداختن یک جنگ زرگری میان خود و اوپوزیسیون فارس، نظام جابر کنونی را خواه نا خواه همراه با ملت آذربایجان نشان داده این دو مقوله کاملا متنافر را هم داستان و هم سرنوشت جلوه دهد.
شکی نیست که جنون جدید فاشیزم زبون، در برخورد با سپر آتشین اراده ملت کبیری چون آذربایجان، خاکستر خواهد شد. |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:50 توسط Haray |
|
|
قوبا-دا تؤره ديلن کوتلوي قيرغينا هامازاسپ آدلي ائرمني رهبرليک ائديب
آپريل-ين ۵-اينده قوبا شهر استاديونوندا تاپيلان کوتلوي مزارليغي يئرينده آراشديرماق اوچون ميللي علملر آکادئميسي تاريخ اينستيتوتونون نوماينده هئيتي بو گون هفديسه يئرينده اولوب. [1] آ.ن.س-اين معلوماتينا گؤره، ميللي علملر آکادئميسي نين تاريخ اينستيتوتونون ديرئکتورو ياقوب ماهمودوو قوبا-دا تاپيلان سوموکلره باخيش کئچيررکن بيلديريب کي، اينسان سوموکلري اوزرينده آپاريلان اؤزمانجا ايشلري يوبانير: «قوبا-دا تاپيلميش کوتلوي اينسان مزارليغيندان گؤتورولموش نومونه لرين ائکسپرئرتيزاسي لنگ آپاريلير. آراشديرما سورعتلنديريلمه ليدير کي، آذربايجان خالقي ائرمنيلر طرفيندن سويقيريما معروض قالديغيني بوتون دونيايا ايثبات ائده بيلسين». ي.ماهمودووون سؤزلرينه گؤره، نينکي قوبا-دا، آذربايجان-ين ديگر بؤلگه لرينده ده بو جور توپلو مزارليقلار وار. او، دؤولت خطي ايله خوصوصي پلان اساساسيندا بو مزارليقلارين آشکار اولونماسي نين و دونيايا تانيديلماسي نين واجيب اولدوغونو بيلديريب.
ميللي علملر آکادئميياسي آرکولوژي و ائتنوقرافييا اينستيتوتونون ديرئکتورو مايسه رهيمووانين سؤزلرينه گؤره، طب اؤزمانليقينين جاوابيندان سونرا بورادا تدقيقاتلارا باشلاناجاق. او، بيلديريب کي، تدقيقات گئتديکدن سونرا موزهين ياراديلماسي اوچون يئنيدن وسايت آيريلاجاق.
قوبا رايون پروکورورو کرماغا تاغييئو ايسه بيلديريب کي، طبي ائکسپئرتيزاسي نين رييندن سونرا سويقيريم فاکتينا گؤره جينايت ايشي آچيلاجاق: «هله ليک ايلکين آراشديرمالار گؤسترير کي، قوبادا ائرمنيلرين تؤرتديگي کوتلوي قيرغينا هامازاسپ آدلي ائرمني رهبرليک ائديب و اونون قرارگاهي تاپيلان مزارليغين ياخينليغيندا يئرلشيبميش. عوموميليکده ايسه ۱۹۱۸-اينجي ايلده ائرمنيلر قوبا رايونوندا ۱۸٫۲۰۰ نفري قتله يئتيريب». قوبا رايون پروکورورو ائکسپئرتيزانين رسمي ريي نين ياخين گونلرده آچيقلاناجاغيني قئيد ائديب.
قئيد ائدک کي، کوتلوي مزارليقدا آپرئلين ۱۰-اوندان آرکولوژلار و ائتنوقرافلار آراشديرمايا باشلاييب. پرئزيدئنت آپاراتينا و رئسپوبليکا پروکورورلوغونا ۱۳ بنددن عيبارت تکليفلر گؤندريليب. آرخئولوقلارين آراشديرمالاري دوام ائتديرمه سي اوچون آرتيق ۹۳ مين مانات مبلغينده وسايت آيريليب.ans |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:44 توسط Haray |
|
|
دمکراسی پارسي٫ خطاب به ملل غیر فارس در خواب
.
خطاب به ملل غیر فارس در خواب
اساسا دموکراسی دارای مفهوم صریح و روشنی است و نمی توان از آن قرائت های مختلفی را داشت و گواه این ادعا دموکراسی موجود در بسیاری از کشورهای پیشرفته می باشد. اما متاسفانه خود شیفتگی و تحجر پارسی معنای جدیدی از دموکراسی برای جمعیت ساکن ایران ایجاد و تعریف می کند دموکراسی برای ایران پارسی و بعبارتی دیگر دموکراسی برای پارسیان. بر اساس این تعریف همه مردم ایران اعم از ترک،کرد،بلوچ و عرب همه وهمه در یک بعد از فعالیت سیاسی خود آزاد و محترمن هستند و آن نیز همسو بودن اجباری با جمعیت ۴۰ درصدی پارسی زبانان ایران.بب.
بی شک خیلی از آزادیخواهان ایران افرادی چون آقای نوری زاده (تئوریسن و ژورنا لیست ایرانی) و یا شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل. این افراد بی شک بعنوان یک آزادیخواه محترم هستند ولی این اشخاص و خیلی از شخصست های باصطلاح آزادیخواه و طرفدار دموکراسی هرگز معنای واقعی دموکراسی را نفهمیده اند و دموکراسی را فقط برای پارسیان می دانند و بس. بطور مثال این اشخاص از کوچکترین تقاضا های مدنی مردم آذربایجان نیز دفاع نمی کنند و آن را مغایر با منافع ملی پارسی میدانند. افرادی همچون نوری زاده ها باید بدانند که پتانسیل و ارزش یک ملت در سرکوب ملت های دیگر نیست بلکه در فرهیختگی خود بایستی بدنبال آن باشندو باید بدانند که پلورالیسم تنها راه تمرین دموکراسی در میان ملت ها می باشد. آنچه که در اینجا بدیهی است بزرگنمایی کاذب پارسیان و تحقیر ملل و فرهنگ های دیگر است که ریشه در سست بودن بنیان های فرهنگی پارسیان دارد.بب.
به هرحال نه دموکراسی به معنای پارسی آن پس از این وجود خواهد داشت و نه ملل غیر فارس دیگر تحمل تحقیر پارسیان را خواهند داشت. این اشاره کافی است که نظام منحوس و نجس پهلوی با آنهمه ظلمی که به مردم آذربایجان و کردستان کرد با یک اشاره مردم تبریز بگو آذربایجان سرنگون شد و با سرنگونی این حکومت تمامی بنیان های آپارتاید فرو ریخت. ایا هنوز پارسیان از تاریخ درس نگرفته اند؟بب.
به امید آن روزی که ملت ها با احترام متقابل و با اعتقاد به دموکراسی در معنای حقیقی آن به شان والای انسانیت برسند. به قول مردم آذربایجان” انسان یاشا ”
به امید آن روز که فرهنگ غنی و دموکراتیک مردم آذربایجان الگو و سر مشی برای پارسیان نژاد پرست باشد. |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:41 توسط Haray |
|
|
بیانیه دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای تهران در رابطه با حوادث خردادماه
قیام مردم آذربایجان و مقاومت آنان در خرداد ماه ۱۳۸۵، رويدادي است تاريخي كه برتارك مبارزات آزاديخواهانه فرزندان این ملت همواره خواهد درخشيد. در خرداد ماه تاریخی و خونين 85، بار دگر استبداد چهره كريه خود را نمايان ساخت . عوامل و مزدوران سركوبگر حكومتي با دستور از مقامات مرکز به مردم بی پناه يورش برده و فاجعه آفريدند و خاطره ماه آذر سال ۱۳۲۵ را زنده كردند.
امسال نیز به مناسبت سالگرد قیام سراسری سال پیش ، بار دیگر شاهد خیزش هویت طلبان در اعتراض به تبعیضهای روا شده از طرف حاکمیت بودیم. اقتدارگرایان و آریاپرستان سرمست از سرکوبهای وحشیانه اعتراضات مدنی سال پیش که به خیال خود شعله های آزادیخواهی و هویت خواهی را رو به خاموشی می یافتند امسال نیز در اقدامی نابخردانه به قلع و قمع فعالین حرکت ملی آذربایجان برآمدند تا به سود ایشان برای خشکانیدن ریشه های این درخت جوان که اکنون هر روز به تناوری و بزرگی آن افزوده می شود جامه عمل بپوشانند .
عوامل دستگاه قدرت در اقدامی نخ نما شده متعمدانه کوشیدند تا با استفاده از فضای اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز شکل گرفته، اعتراضات مردمی و مطالبات به حق شهروندی از سوی ایشان را به سرنخهای مختلف متصل بخوانند و هویت طلبان آذربایجانی را که جز به حق تعیین سرنوشت و احقاق حقوق خود به چیزی دیگر نمی اندیشند را عامل کشورهای دیگر بنامند تا با حل صورت مسئله و حاکم کردن فضای رعب و وحشت، معترضان را از خواسته های خود بر حذر دارند و فضای لازم برای برخورد با آنان را فراهم نمایند. ولیکن همچون همیشه و از آنجا که منطق ایدئولوژیک و واقعیت گریز تمامیت خواهان مانع از درک صحیح واقعیات و بدیهیات جامعه توسط آنان می شود این بار نیز حکومت اسلامی در برآورد پاسخ فرزندان ملت آذربایجان راه به خطا برد و بار دیگر این ما بودیم که سرافرازانه پرچم پیروزی در شهرهای مختلف دیارمان برافراشتیم.
طبق اخبار منتشر شده از سوی فعالان حقوق بشر آذربایجان طی چندین هفته اخیر و در جریان اعتراضات مدنی در شهرهای مختلف صدها تن بازداشت شده اند. این گزارشات همچنین خبر از خشونت وحشیانه سرکوبگران و ضرب و شتم شدید مردم می دهد.
جمهوری اسلامی در طول حيات خود همواره به خشن ترين روش های سرکوب برای در هم شکستن جنبشهای آزادی خواهی، توسل جسته است. و حرکت ملی آذربایجان در حالی شدیدترین نوع این سرکوبها را به خود می بیند که متاسفانه از سوی هیچ کدامیک از فعالین و تشکلهای مدعی حقوق بشر داخلی مورد حمایت قرار نمی گیرد و اخبار سرکوب ملت آذربایجان حتی با بایکوت شدید مدیاهای مرکزگرا مواجه می شود.
بی تردید برخورد دوگانه روشنفکران و فعالین حقوق بشر داخلی در مواجهه با اعمال خشونت رژیم خودکامه جمهوری اسلامی علیه مردم و هویت طلبان آذربایجان بی اعتمادی ما و گسست روز افزون عاطفی و فکری مردم آذربایجان از ایشان را در پی خواهد داشت.
ما امضا کنندگان این بیانیه:
- ضمن محکوم کردن سکوت و همراهی مدعیان دموکراسی خواهی و حقوق بشر داخلی خواستار اتخاذ رویه مناسب و مواجهه منطقی ایشان با خواستها و مطالبات ملت آذربایجان هستیم.
- ضمن پافشاری برخواست مردم آذربایجان مبنی بر آزادی تمامی زندانیان سیاسی وعقیدنی، خواهان گسیل هیئتی از سوی [1] سازمان ملل برای بررسی وضع زندانیان سیاسی آذربایجان هستیم.
- اعلام می داریم تا زمانی که حکومت جمهوری اسلامی حاضر به احقاق حقوق ملت آذربایجان نباشد و نسبت به اجرای مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر عمل ننماید با شرکت گسترده تر خود در مراسمات و مناسبتهای مختلف ، صدای اعتراض خود به نقض حقوق بشر در آذربایجان را رساتر خواهیم ساخت.
- با محکوم کردن محاکمه و بازداشت دوستان وهمفکران خود در شهرهای مختلف ، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آنان هستیم.
از عموم فعالین و تشکلهای آذربایجانی میخواهیم تا بطور یکپارچه ای نسبت به دستگیری ها اعتراض کرده و با خواست آزادی فوری و بی قید و شرط آنان، از حقوق انسانی ایشان به دفاع بر خیزند.
جمعی از دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای تهران |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:37 توسط Haray |
|
|
شرح ماجراهای تمساح، مارمولک و سوسک و نقد عملکرد حکومت و روحانیت
درعرصهی طنز نوشتاری و تصویری در سالهای اخیر شخصیتها، اقشار و اقوام شناختهشدهای به برخی جانوران تشبیه شده اند که هر یک از این کارها به نوبهی خود عکسالعملهای شدیدی را برانگیختهاند؛ تمساح، مارمولک و سوسک از جمله جانورانی هستند که با تشبیه آیت الله مصباح، روحانیان و ترکها به آنها حیثیت اجتماعی، سیاسی و هویتیشان مورد هجمه قرار گرفته است. به لحاظ تشابه و تضادهایی که در هر یک از این سه جریان اتفاق افتاده است و به نظرم شایسته مقایسه و دقت نظر آمد؛ در این نوشته میکوشم ابتدا با گزارشی از هر سه جریان و سپس نگاهی تحلیلی به آنها ماهیت و وسعت عکسالعملهایی که در پی داشتهاند بیان کنم و نیز با نگاهی ساده عملکرد حکومت اسلامی و روحانیان آذربایجانی را به نقد و نظر بکشم. و اما در ابتدا گزارش این سه جریان: ماجرای تمساح از اوايل بهمن ماه ۱۳۷۸ و در حالي که فضاي سياسي کشور از فرارسيدن انتخابات مجلس ششم متأثر شده بود، هجوم تريبون هاي رسمي به مطبوعات نيز شديداً افزايش يافت. در همان روزها اظهارات جنجال برانگيز آيت الله مصباح يزدي در قم منتشر شد که تأکيد کرده بود رئيس سابق سازمان سيا با چمداني پر از دلار براي پرداخت به برخي از روزنامه ها و مراکز فرهنگي وارد ايران شده است! او گفته بود: «اين فرد بعنوان توريست وارد کشورمان شده و با چند مسئول نشريات و روزنامه ها تماس گرفته و دلارها را به خير پدرش به آنان داده است» [روزنامه صبح امروز–هفتم بهمن ۱۳۷۸]بب.
سيد عطاالله مهاجراني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بلافاصله با ارسال نامه اي به وزير اطلاعات و رئيس دادگاه انقلاب اسلامي تهران، از آنان خواست تا درباره سخنان آيت الله مصباح يزدي درباره کمک سازمان سيا به مطبوعات ايران، واکنش نشان دهند. در نامه دکتر مهاجراني به علي يونسي، وزير اطلاعات و رهبرپور رئيس دادگاه انقلاب اسلامي تهران آمده بود: «حضرت آيت الله مصباح يزدي مطالبي را در مورد مسافرت رئيس سابق سازمان سيا با يک چمدان پول به ايران مطرح فرمودهاند که خبر آن در روزنامه هاي روز پنجشنبه هفتم بهمن ماه نيز منعکس شد. انتظار ميرود درباره چگونگي درستي و يا نادرستي داعيه ايشان پيگيري لازم صورت گيرد و اسامي روزنامههايي که به قول جناب مصباح يزدي از رئيس سابق سازمان سيا دلار گرفته اند به هيات نظارت بر مطبوعات اعلام شود تا مطابق قانون مطبوعات اقدام شود و در صورت نادرستي ادعاي جناب مصباح نيز ضرورت دارد که براي حفظ حرمت و اعتبار مطبوعات و روزنامه نگاران اين ادعا تکذيب شود.»بب.
چند روز بعد روزنامه آزاد کاريکاتوري منتشر کرد* که در آن تمساحي با نام «استاد تمساح» خطاب شده بود و به اين ترتيب جنجالي بزرگ برانگيخته شد. گفته مي شد نظر نيکآهنگ کوثر، کاريکاتوريست مزبور اهانت به مصباح يزدي بوده است. فرداي آن روز مدير مسئول و کاريکاتوريست روزنامه آزاد در نامه هاي جداگانه از چاپ اين کاريکاتور عذرخواهي کردند ليکن قاضي دادگاه مطبوعات حکم به بازداشت کاريکاتوريست اين روزنامه، نيک آهنگ کوثر داد. همچنين روزنامه آزاد نيز از ادامه انتشار بازماند.
در همين زمان گروهي از افراد وابسته به موسسه آيتالله مصباح يزدي، در مسجد اعظم قم دست به تحصن زدند. آنان که خود را جمعي از طلاب و فضلاي قم مي ناميدند، از چهاردهم بهمن ماه تا شامگاه شانزدهم بهمن به تحصن خود ادامه دادند. معترضين روز پنجشنبه ابتدا در مسجد فيضيه تجمع کرده و در يک راهپيمايي تا مسجد اعظم، تحصن خود را آغاز کردند. آخر سر اين تحصن با نقل پيام شفاهي رهبر ايران توسط آيت الله مشکيني، پايان مييابد. متحصنين همچنين خواستار عزل و محاکمه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بودند. (با کمی تلخیص به نقل از منبع زیر: ) [1] www.roozonline… ماجرای مارمولک
«مارمولک» نهمین فیلم بلند کمال تبریزی است و به حسب زمانی پس از کاریکاتور «استاد تمساح» روزنامه آزاد و پیش از مطالب و کاریکاتور «سوسک» روزنامه ایران اتفاق افتاد.بب.
این فیلم داستان مردی به نام رضا از سارقان سابقه دار است که بر اساس روش و اصول خود به کار سرقت می پردازد. او در آخرین ماجرای سرقت، فریب چند جوان تازه کار را می خورد و دزدی معمولی آنها تبدیل به سرقت مسلحانه می شود. رضا برای فراز از محکومیت زندان متوسل به راه عجیبی می شود که خلاصی از آن بسیار دشوارتر است. او با پوشیدن لباس روحانی از زندان فرار می کند و … با آنکه رضا مارمولک فیلم با پوشیدن لباس روحانیان شیعه توبه میکند و دست از دزدی میکشد اما تأثیری که این فیلم در جامعه داشت برای روحانیان غیرقابل تحمل بود.
پخش این فیلم در ادبیات مخفی عامیانه «مارمولک» نامیدن آخوندها را به ارمغان آورد و در بسیاری از موارد مردم کوچه و بازار با خطاب قرار دادن روحانیان معمم، آنها را مارمولک صدا میکردند. در واقع محتوای فیلم مشکل چندانی نداشت و در واقع با سوژه قرار دادن روحانیان پژواک خندهای و استهزائی که از این فیلم در جامعه پخش شد اقشار مذهبی را به اعتراض نسبت به این فیلم واداشت و لذا این مسأله باعث ناراحتی بسیاری از روحانیان و از جمله اعتراض شدید برخی از مراجع تقلید را در پی داشت.بب.
ماجرای سوسک
روز جمعه ۲۲ اردیبهشت ماه (۱۳۸۵)، «ایران» روزنامه خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نوشته و کاریکاتوری با عنوان «چه کنیم که سوسکها سوسکمان نکنند» منتشر کرد و ضمن تشبیه ترکها به سوسکها به ارائه «راه مبارزه با سوسکها» پرداخت. در آن نوشته سوسک ها حیوانات کثیف و مزاحمی توصیف شدند که زبان آدمیزاد سرشان نمی شود، بسیار پررو هستند، خوراکشان مدفوع و زیستگاهشان توالت است. کاریکاتور ضمیمه نوشته نشان می داد که این موجودات کثیف و مزاحم و پررو ترکزبان هستند.بب.
این مطلب سخیف همزمان با اوجگیری حرکت بیداری ملی و هویتخواهی ترکهای ایران درج میشد که همایش قلعه بابک یکی از نمادهای بارز آن بود که هر سال اوائل تابستان در قلعه جمهور شهر کلیبر برگزار میشد و سالهای قبل (به ویژه ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲) توانسته بود با جمعیتی میلیونی شکوه و عمق حرکت حقطلبانه ملت آذربایجان را به نمایش بگذارد و آروزهای فزونخواهانهی ملیگرایان فارس در مورد اقوام بالاخص ترکان ایران را بر باد دهد. باری، در چنین شرایطی روزنامه ایران با سوژه قرار دادن رسیدن فصل گرما و زیاد شدن سوسکها (اشاره به همایش قلعه بابک در تابستان) به ملت ترک اهانت کرد و به ارائه راه مبارزه با آنها پرداخت.
اعتراضهای مسالمتآمیز دانشجویان ترک دانشگاههای کشور نخستین اعتراضها به این اهانت بود که خواستار توقیف روزنامه ایران و محاکمه نویسنده مطلب توهینآمیز، سردبیر و مدیر مسئول آن بود. این اعتراضهای پی در پی با بیاعتنایی کامل مسئولان امر مواجه شد. چند روز بعد و در ادامه این اعتراضها سراسر آذربایجان به پا خاست و بیسابقهترین اعتراض به آپارتاید فرهنگی و سیاسی موجود در کشور را به نمایش گذاشت. هر چند که سرانجام در پی این اعتراضها بالاخره روزنامه ایران توقیف و مانا نیستانی نویسنده مطلب و سردبیر روزنامه بازداشت شد اما پس از چند ماه روزنامه رفع توقیف و سردبیر تبرئه و نویسنده مقاله مزبور به خارج از کشور منتقل شد.بب.
برآورد ماهیت، وسعت عکسالعملها و نحوهی برخود حکومت
در ماجرای تمساح و مارمولک و سوسک: نگاهی گذرا به این سه سوژه نشان میدهد که حساسیت جامعه ایرانی به این دست اهانتها بسیار بالا است. فرقی ندارد که این اهانتها به شخصیت، صنف ویا یک ملت صورت گیرد اما اما نکتهی مهم «ماهیت مطلب»، «وسعت عکسالعملها» و «نحوهی برخورد حکومت با آنها» است. در ماجرای کاریکاتور تمساح: در این کاریکاتور یکی از شخصیتهای علمی، سیاسی و مذهبی که نقش تئوریسین گروه راست افراطی را داشت به یک تمساحی تشبیه شده بود که با دم خویش نویسندهی روشنفکر را ـ که به گمان او وابستگی مالی به سازمان اطلاعاتی دشمن دارد ـ فشار داده و در عین حال اظهار مظلومیت نیز میکند. بدیهی است که فضای آن روز کشور و تشابه اسمی «استاد مصباح» با «استاد تمساح» جای هیچ گونه شبههای نمیگذاشت که منظور نویسنده همان آقای مصباح است. عکسالعملی که به این کاریکاتور صورت گرفت عمدتا از سوی همان راستگرایان افراطی بود که بخشی از روحانیان و طیفی از کارگزاران نظام را شامل میشد. در این مسأله طرفداران با آزادی کامل به اعتراض پرداختند و در مهمترین مراکز سیاسی ـ مذهبی قم یعنی فیضیه و مسجد اعظم به تحصن و اعتراض پرداختند و مقامات امنیتی و انتظامی هیچ برخوردی با آنان نکردند و سر انجام این تحصن با پیام شخص اول مملکت که به وسیلهی رئیس مجلس خبرگان رهبری شفاها گفته شد پایان یافت. البته که روزنامه توقیف ابد شد و کاریکاتوریست آن دربدر.بب. در فیلم مارمولک: فیلم مارمولک برای ترمیم شکاف ایجاد شده بین ملت و تافته جدا بافته روحانیت، ساخته و اکران شد. دزدی که یک لباس از روحانیان هم میدزدد عاقبت در اثر تأثیر لباس و جایگاه صنفی به راه راست هدایت میشود. هر چند تصور پوشیده شدن لباس روحانیان توسط اغیار از نظر طیف سنتی هر چند در فیلمی سینمایی هرگز قابل قبول نبود اما تبلیغ مثبتی که برای آن لباس شده بود هیچگاه جایی برای اعتراض باقی نمیگذاشت. تنها مسألهای که ناراحتی شدید روحانیان را موجه میساخت نام جانوری بود که بر روی دزد لباس یعنی رضا«مارمولک»، و نیز نام فیلم نهاده شده بود و به ابتکار جامعه بر روی سایر روحانیان نیز نهاده میشد و آنها را سوژهی خنده و استهزاء میکرد. در واقع اثر مشکلی نداشت مشکل مخاطبان این فیلم بودند. روحانیان در مورد اینکه فیلم موهن به روحانیت هست یا نه هم عقیده نبودند تا جایی که نشریهی حجره که یکی از مهمترین نشریههای طلبگی با مخاطب و سطح توزیع بالا است با تایید محتوای فیلم در مصاحبه با آیت الله امجد و کمال تبریزی سازنده فیلم، نگاهی به نیمه پر لیوان مارمولک انداخت. اعتراضهایی نیز که از سوی برخی کسان و روحانیان هرچند برجسته صورت گرفت در میان همهمهها گم شد و کم کم فضا (حوزه و جامعه) نیز آرام شد.بب.
و اما در مورد سوسک: تردیدی وجود ندارد که محتوای مطلب کاملا موهن است چه اینکه به لحاظ محتوایی توصیفهایی که از سوسکها رفته است کثیفترین و سخیفترین تصوری که میتوان در نظر انسان از یک موجود زنده به لحاظ زیستی و شخصیتی ارائه داد همان چیزی بود که در مقاله مزبور رفته بود: «[…] مشکل اینجاست که سوسک زبون آدم حالیش نمی شه […] وقتی سوسکا زبون خودشونو نمی فهمن، شما چه جوری می خواین بفهمین؟! …. سوسک ها بیشتر توی چاهک توالت زندگی می کنن و غذای اصلی شون … آره دیگه همونه[…]»
نداشتن فهم و شعور، پستترین تغذیه ممکن و… همه نشانههای پستی و فرومایگی است. حال با همه قراینی که در متن مزبور آمده بود به ویژه کلمهی «نمنه» که حجت موجه این بود که منظور نویسنده از سوسکها همان ترکها هستند که از فضولات کسب و کار فارسها و در مشاغل پست جامعه زندگی و تغذیه میکنند.بب.
با این دو دوتا چهارتا جای هیچ انکاری حتی برای مسئولان نماند تا جایی که مجبور شدند آن را فتنهی دشمن قلمداد کنند چرا که زیر دست خود آنها چنین گندی بالا آمده بود. به لحاظ وسعت عکس العمل، گستردهترین، شدیدترین و بیسابقهترین اعتراض میلیونی در کشور به وقوع پیوست که تاکنون در کشور سابقه نداشت. چه اینکه توهین به یک شخصیت یا یک طبقه خاص اجتماعی صورت نگرفته بود؛ توهین به ملتی صورت گرفته بود که حدود نیمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند هر چند که عدهای ـ از جمله بسیاری از مسئولان بلندپایه تا پادوهای پست حکومت ـ سعی کردند توهین را متوجه خود ندانند و مانند کبک سر خود را زیر برف فرو برند و دم بر نیاورند.
یعنی نوشته و کاریکاتور موهن «سوسک» به لحاظ محتوا، و نیز از حیث وسعت عکس العملها هرگز و هیچگاه قابل مقایسه با کاریکاتور «تمساح» و فیلم «مارمولک» نبوده و نیست چه اینکه نوع برخوردی که کلیت نظام با معترضین به این اهانت داشت کاملا در جهت عکس برخورد حمایتگرانهای بود که در جریان «تمساح» و «مارمولک» اعمال کرد. در جریان قیام ملت آذربایجان، نظام با همه قدرت و توان ـ از نیروهای گارد ویژهی رهبری گرفته تا عوامل جزئی نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و حتی مخبرهای افتخاری شهرستانها و همهی ارگانهای حکومتی و رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری دولتی و غیردولتی ـ همه و همه برای سانسور، تحریف و سرکوب اعتراضها بسیج شدند.بب.
نکتهای جالب از ماجرای سوسک و مارمولک
به لحاظ چرخهی غذائی طبیعت مارمولکها از سوسکها تغذیه میکنند و به نوعی جامعه آماری آنها را کنترل میکنند در واقع یکی از بهترین و کم هزینهترین روشهای کنترل جمعیت سوسکها که در مقاله روزنامهی ایران، نویسنده احتمالا از روی بی اطلاعی اشارهای به آن نکرده بود. گذشته از تمثیلی که در مارمولک خواندن آخوندها رفته است آیا واقعا روحانیان نقشی بسان نقش مارمولک در جامعه قومی ترک را دارند یا نه!؟
آیا میتوان قشر روحانی آذربایجان را متهم کرد که نه تنها تلاش هدفمندانهای در راستای تحکیم و تقویت هویت قومی ترک در آذربایجان ایفا نکرده است بلکه همواره به حسب جهانبینی اعتقادی و انترناسیونالیستی خود در جهت بیاعتنایی به زبان و فرهنگ ملی آذربایجان تلاش کردهاند؟ آیا به راستی روحانیانی را که به اقتضای تفکرات مذهبی خود جایگاهی برای زبان و فرهنگ ملی قائل نیستند و تنها زبان عربی را زبان علم و قابل آموزش میبینند در کمک به روند ازخودبیگانگی ترکها متهم کرد؟ آیا میتوان گفت روحانیان آذربایجانی که در حوزهای عربزبان و فعلا فارسزبان در قم تحصیل میکنند خود به نوعی خالی از تفکرات ملی بوده و از قربانیان آسیمیلاسیون فرهنگی هستند که در قالب دین خورهی آسیمیله فرهنگی را در آذربایجان میپراکنند؟ آیا عدم حمایت وسیع طلاب و روحانیان را میتوان نشانه و قرینهای بر فساد روحانیان ترک به لحاظ هویت قومی دانست؟! آیا طلبههایی که در جریان تمساح و مارمولک داد و بیداد راهانداخته بودند و در ماجرای سوسک ساکت ماندند واقعا آذربایجانیاند؟!
بر همگان معلوم است که تعدادی از طلبهها و روحانیان همانند حجت الاسلام عظیمی قدیم نقش غیرقابل انکاری در حرکت ملی هویتخواهانه آذربایجان داشته و دارند ـ و شأنشان واقعا والاتر از این حرفها است ـ اما آیا تلاش این افراد معدود، مسئولیت سنگین طلبهها و حوزهها را کفایت میکند؟ آیا خود این طلبهها به نوعی موج مخالف میان اکثریت خاموشی نیستند که ای بسا موافق عملکرد ظالمانهی حکومت در قبال حقوق فرهنگی ترکها هستند!؟بب.
من با حفظ شأن والای روحانیانی که همگام با ملت حرکت ملی را پیش میبرند عملکرد و موضع اکثریت طلاب آذربایجانی را به نقد میکشم و خطاب قرار میدهم: آیا حوزههای علمیه توانستهاند همسنگ دانشگاهها به تناسب جمعیتی دانشجو و طلبه در حرکت ملی سهیم و شریک باشند؟! آیا به راستی حوزههای دینی و علمای ترکزبان در قبال ملت خود که مظلوم واقع شدهاند احساس مسئولیت نمیکنند؟ آیا فردا در پیشگاه ملت بزرگ آذربایجان چه پاسخی خواهند داشت؟ آیا فردا در قبال خون شهدایی که در شهرهای آذربایجان ریخته شده است شرمنده نخواهند بود؟
هر چند که بسیاری از شاعران و سخنوران آذربایجانی مانند فضولی و نسیمی و خلخالی، هیدجی و … از میان قشر روحانی برخاستهاند اما واقعیت این است که از دیرباز و از جمله امروزه روحانیان نقش بسیاری در آسیمیله فرهنگی ترکها داشته و دارند. و هنوز به لحاظ فقر فکر دینی نتوانستهاند بین هویت دینی و ملی خود آشتی برقرار سازند و ای بهسا به خاطر نوع آموزشی که در اکثر موارد به زبان عربی و یا فارسی صورت میگیرد خواسته و ناخواسته به عنوان عامل حکومت آسیمیلهگر عمل میکنند.بب.
شنیدهام مارمولکها سم سیانور در سر خود دارند، روزگاری ملک الشعرای بهار شوونیست میسرود: «سر افعی و سر شیخ بکوبید به سنگ / که در آن سم و در این وسوسه و اوهام است». اما با این حساب که مارمولکها نیز در سر خود سیانور ِ وسوسه و اوهام دارند و میتوانند با پراکندن آن اذهان ابناء وطن را به هویت ملی خویش مسموم سازند. فارغ از راستی و ناراستی مسأله آیا به راستی: «مارمولکهای فاشیستی» که نه لزوما عامل حکومت، اما فارغ التحصیل حوزههای فارسی زبانند؛ «جامعهی قهرمانپرور ترکها» را هدف قرار ندادهاند؟ اگر نه، پس کجایند و چه میکنند؟! |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:34 توسط Haray |
|
|
به سوی آزادی آذربایجان تورک جنوبی
و سرنيزه و به واسطه دو قرارداد گلستان و تركمانچاي بر ملت بزرگ آذربایجان تحمیل شده و به اشغال روسيه درآمد. اين محدوده اشغال شده از خاك آذربایجان که بعدها استقلال خود را از روسها گرفت٫ جمهوری آذربایجان و يا “آذربايجان شمالی” است. قسمت اعظم آذربایجان يعني “آذربايجان جنوبی” در اشغال ایران است.
البته تاریخ کشور مستقل آذربایجان جنوبی را حدود یک سال (۱۹۴۶ حکومت ملی سید جعفر پیشه وری) به خود ديده است. در جاي جاي اين سرزمين نشانههاي پيدا و پنهاني از آذربایجان و هويت تورکهای آذربایجان ثبت و ضبط است. ازدربند (داغستان فعلی) تا همدان (رجوع شود به تاریخ طبری و بیهقی)، و از ايروان تا نخجوان همه و همه اراضی تورکهای اذربایجان است. اما اغلب در رسانهها٫ مطبوعات و در ميان فرهيختگان، سرزميني كه آذربایجان جنوبی ناميده ميشود، مناطق تورکهای آذربایجان و يا منطقهاي است كه در قديم حتی در زمان ساسانیان آذربایجان بزرگ خوانده ميشد.
جای خوشحالی است قسمتی از اراضی بزرگ آذربایجان تورک از سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۷ شمسي) توسط يك حكومت دموکراتیک آزاد شده و بعدها در سال ۱۹۹۱ استقلال دوباره خود را گرفت٫ عضو [1] سازمان ملل و سازمانهای معتبر جهان است. لازم به ذکر است که، بر خلاف بعضی از جمهوریهایی که بعد از فرو پاشی شوروی به استقلال رسیدند٫ تورکهای آذربایجان شمالی اولین ملتی هستند که قبل از فروپاشی اين امپراطوري (اتحاد شوروي) برای استقلال وطنشان دلیرانه مبارزه کردند و حتي جلوی تانکهای ارتش سرخ رژیم روسیه هم ایستادند و شهدایی نيز در راه استقلال تقديم کردند.
جمهوری آذربایجان هيچ وجه اشتراكی با ايران-فارس ندارد. فارسها در منطقه مانند ارامنه و یا گرجیان در قفقاز جنوبي هستند. فقط ملت تورک آذربایجان است که علیرغم فشار و سرکوب رژیم شونیست خمینی و روس، داراي ارتباط درونی بين هم می باشند.
اراضی آذربایجان يكي از كانونهاي ديرين شعر و ادب تورکی، و خاستگاه شاعران و نويسندگان بزرگ تورک آذربایجان مانند نسیمی، نظامي گنجوي، پروین اعتصامی و خاقاني شيرواني و … است. در جاي جاي شهرهايي مانند باكو، اردبیل، گنجه، تبریز، نخجوان، زنجان، ارومیه نمادها و نشانههاي فرهنگ تورکهای آذربایجان به چشم ميخورد. از بناهای قدیمی و تاریخی در تبریز، اردبیل، قزوین و زنجان تا بناهای تاریخی زمان سلجوقیان تورک٫ سلسله تورک صفوی در گنجه، نخجوان و باکو نشانههاي روشن هويت تورکی آذبایجانی آشكار است.
اگر چه طي ۸۵ سال گذشته توسط رژیم پان فارس پهلوی و رژیم پلید آخوندی خمینی در مناطق آذربایجان جنوبی (تحت اشغال ایران)، مبارزه بياماني با زبان تورکی آذربایجانی انجام شده است تا پيوندهاي معنوي آذربایجانیهای تورک جنوبی و شمالی گسسته شود، با اين حال زبان تورکی آذربایجانی كه اكنون زبان رسمي در آذربایجان شمالي است، به عاملي براي پيوند ميان تورکهای آذربایجان جنوبي با ترکیه و آنادولی (آناتولی) تبديل شده است. چرا كه ميليونها تورک آذربایجانی فارس نبوده و تورک آذربایجان هستند و بيش از ديگر تورکها، براي تلاش در مسير وحدت تورکهای جدا شده با همدیگر اشتياق دارند.
اما رژیم ایران آخوندی در پشت نام و سوءاستفاده از خود اسلام در عمل دست به کارهای فاشیستی پان ایرانیستی میزند. چنانچه در روزنامه های مختلف و منابع هم موجود است، رژیم ایران با مالیاتهای میلیونها تورک آذربایجانی حمایتهای مادی خود را از پشتون سالاری در افغانستان و تاجیکستان ادامه می دهد. نمونه هایش هم هفته های گذشته بود که، با آمدن امامعلی رحمان اف رییس جمهور تاجیکستان به تهران، رژیم شونیست در لباس آخوندی از جیب این ملت صدها میلیون دلار به تاجیکستان هدیه کرد. در واقع با این کارهای رژیم خمینی، فاشیست بودن شان نیز به خوبی روشن میشود.
در رابطه با تورکهای آذربایجان (شمالی- جنوبی)، به طور كلي ميتوان گفت كه به جز مرز جغرافيايي فعلی (مثل مرزهای مصنوعی شوروی سابق) هيچ عامل جداكننده ديگري (مانند فرهنگ، زبان، آداب و رسوم، تاريخ و حتي دین) ميان تورکهای بخشهاي شمالی-جنوبی آذربايجان وجود ندارد. با تكيه بر همين عوامل مهم و علل وحدت بخش است كه ميتوان مناطق تورکهای آذربایجان جنوب رود ارس را آذربایجان جنوبی (در اشغال ایران آخوندی) و بخش شمال رود ارس را آذربايجان شمالي ناميد. در نقشه امروز ایران هم اراضی آذربایجان مشاهده می شود.
در جهان امروز ملتها و دولتها به سوي همگرايي يا واگرايي كشيده ميشوند. ملتهايي كه داراي تمدن غني و مشترك هستند به سمت همگرايي حركت ميكنند، اتحاديه اروپا نمونهاي موفق از سياست همگرايي است ، طي سالهاي گذشته تعدادي از كشورهاي تورک نيز براي در مسير همگرايي به ايجاد نهادهايي دست زدهاند.
«آ.سه.آن» نيز اسم اتحاديه كشورهاي جنوب شرق آسياست. تشكيل «آ.سه.آن» حركتي ديگر در راستاي همگرايي ميان كشورهاست. مرحوم ابوالفضل ائلچی بئي، رییس جمهور سابق جمهوری آذربایجان پس از به قدرت رسيدن، طرحهاي مختلفي در اين زمينه ارايه كرد كه از جمله اينها اتحادیه واحد كشورهاي تورک است… عبارت «آذربایجان جنوبی» و انتشار مجله های آذربایجان جنوبی نيز اقدامي فرهنگي در راستاي همگرايي دوباره ملت تورک واحدي است كه قرنها در يك سرزمين و در پهنه يك فرهنگ و يك تمدن٫ به نام فرهنگ و تمدن تورکی و در يك جغرافياي مشترک زيستهاند.
اما قريب دويست سال پيش با تجاوز روسيه به خاك آذربایجان و پس از سالها جنگ و تحميل عهدنامههايي شوم، گروهي از اين ملت واحد تورک آذربایجان را در اراضی بزرگ از ميهن و ملت مادر جدا كردهاند. (آذربایجان شمالی و آذربایجان جنوبی) و نه اراضی ساختگی ایران.
در جهان امروزی نیز اینگونه نمونه ها زیاد است. از جمله، آلمان غربی و آلمان شرقی که بعد ازسالها جدایی امروز متحد شده اند. و یا دو کشور کره که سالها جدایی و دو سیستم تحمیلی جدا بر یک ملت کره ای الان رو به اتحاد قدمهای برداشته میشود. تورکهای آذربایجان هم این راه را طی خواهند نمود. هر چند كه امروز نظام سياسي متفاوتي در آذربایجان جنوبی (در اشغال ایران) حاکم است. اما نظام زبانی، تاريخي، فرهنگي و به طور كلي نظام هويّتي يكساني با هم دیگر دارند.
عبارت « آذربایجان جنوبی» به معناي نفي ایران که يك كشور تحميلي و پر از ملل مختلف عرب، بلوچ، ترکمن و …. دارای کویرهای بزرگی است ميباشد. «آذربایجان جنوبی» پيوند دهنده قلبها و پلي ميان آذربایجان تورک شمالی و جنوبي با ملت قدرتمند تورک ترکیه است، اگر چه ملتهای تورک آذربایجان طي دويست سال گذشته، اقدام مؤثري براي اتحاد آذربایجان شمالي و آذربایحان جنوبی انجام ندادهاند، البته مرحوم ابوالفضل ائلچی بئي رییس جمهور سابق آذربایجان (شمالی)در این راه بسیاری از جوانان و ملت تورک آذربایجان را بیدار کرد و هم اکنون هم این راه مقدس ادامه دارد.
هرگاه سايه حكومتهاي آهنين و استبدادي خمینیسم (مثل شاه) از بالاي سر مردم آذربایجان جنوبی و دیگر تورکها كنار رفته، آنها براي پيوستن به هویت ملی جانفشاني كردهاند و خواهند کرد. زیرا ایران که قدرتمندتر از شوروی سابق نیست. در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۷ شمسي) هنگامي كه تزاريسم پايان يافت و حكومتي دموکراتیک با حمايت ملت تورک آذربایجان در آذربایجان شمالی تشكيل شد، هيأتي از سوي دولت ايران براي پيريزي روابط روانه باكو شد، و با بسياري از دولتمردان باكو و چهرهها، ملاقات کرده اند.
بعد از فرو پاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ ملت آذربایجان شمالی و نخجوان با آمدن به آذربایجان جنوبی و کنار رود ارس و بالعکس، با شعار “آذربایجان بیر اولسون پایتاختی تبریز اولسون” یعنی “آذربایجان دوباره یکی و متحد شود٫ پایتخت اش تبریز باشد”٫ همدیگر را در آغوش گرفتند.
حتي پيش از فروپاشي شوروي حركت گستردهاي از سوي اهالي آذربایجان و نخجوان براي پيوستن به همدیگر صورت گرفت. در همين زمان، ترکمن های جنوبی در اشغال ایران نیز براي پيوستن به ترکمنهای شمالی تلاش كردند. اما متأسفانه پاسخ شايستهاي دريافت نكرده و ناچار پرچم استقلال برافراشته و «جمهوري مستقل ترکمنستان جنوبی » در اشغال ایران را تشكيل دادند و امروزه هم فعالییتهای ملی ادامه دارد… |
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:25 توسط Haray |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
Azerbaycan
Sulduz ((milat fadaeilari)) |
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 |
| پیوندها |
|
Baybak sayti Tumrus sayti |
|
RSS
|